close
تبلیغات در اینترنت
چرا خلق شدم که حالا جهنمی شوم؟
loading...

جنبش منتظران ظهور

چرا خلق شدم که حالا جهنمی شوم؟ خدایی که انسان را خلق کرد همواره از رحمت و مهربانیش سخن گفته است همگان از عدالت او و مهر و محبتش کلامی گفته اند؛ حال این خدای مهربان برای چه جهنمی را خلق کرده تا بندگان خطا کارش را به آن بیندازد و چرا باید من بنده از خدای همیشه مهربانم بترسم که قرار…

لیتک کانال جنبش منتظران ظهور در تلگرام

با عرض سلام

قابل توجه کاربران محترم

لینک کانال "جنبش منتظران ظهور" در تلگرام به آدرس زیر می باشد .

https://telegram.me/zohoor313_ir


چرا خلق شدم که حالا جهنمی شوم؟

منتظر بازدید : 165 23 / 03 / 1395 نظرات ()

چرا خلق شدم که حالا جهنمی شوم؟

خدایی که انسان را خلق کرد همواره از رحمت و مهربانیش سخن گفته است همگان از عدالت او و مهر و محبتش کلامی گفته اند؛ حال این خدای مهربان برای چه جهنمی را خلق کرده تا بندگان خطا کارش را به آن بیندازد و چرا باید من بنده از خدای همیشه مهربانم بترسم که قرار است بنا به خطایی من را در آتش جهنم بیافکند؟

هدایت الله قدمی/کارشناس حوزه - بخش قرآن تبیان
چرا خلق شدم

اگر خدا عادل است و مهربان، چرا بنده را خلق کرد تا خطا کند و جهنمی آفرید تا خطاکارانش را به آن بیاندازد؛ این چه عدل و مهربانی است؟
برای پاسخ به این سوال لازم است ابتدا به بیان فلسفه خلقت آدمی بپردازیم:
همانطور که میدانیم خداوند متعال حکیم و عادل است. به این معنا که کاری که خلاف عقل بوده و دارای ذره ای ظلم در حق مخلوقات باشد از او صادر نمی شود. بنابراین در هر فعلی از خداوند یقیناً فلسفه و علتی نهفته است. « إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُوْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِیما" [نساء/40] در حقیقت، خدا به مقدار ذرّه اى ستم نمى کند (تمام رفتارهایش بر اساس عدل است) و اگر [آن ذرّه، کارِ] نیکى باشد دو چندانش مى کند، و از نزد خویش پاداشى بزرگ مى بخشد.»

فلسفه خلقت

با توجه به آیات شریفه قرآن، می توان فلسفه خلقت را در چند مورد بیان کرد:

الف: طاعت و عبادت

این تفکر که خداوند بنده عزیزش را خلق کرده تا او را به جهنم وارد سازد؛ تفکری بس بی انصافانه و خارج از عدل است، چرا که انتخاب راه و مسیر، به دست خود انسان است و خدای متعال چیزی جز خیر برای بندگان در نظر نگرفته است و این مطلب که خداوند حتی پس از گمراهی بنده و گرفتاریش در دام شیطان باز هم از او روی برنمی گرداند و باب توبه را همواره برای بازگشت او به اغوش پر مهر رحمتش باز نگه داشته و همچنین او را دعوت به بازگشت می کند؛ دلیلی بر این مدعاست.

«وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاْنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون; [ذاریات/56] جن و آدمى را نیافریدیم مگر براى عبادت و پرستش کردن».

 ب: امتحان

«وَ هُوَ الَّذِى خَلَقَ السَّمَ  وَ تِ وَ الاْرْضَ فِى سِتَّةِ أَیَّام وَ کَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَآءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً [هود/7] و او کسى است که آسمان ها و زمین را در شش روز (شش دوره) آفرید و عرش (و حکومت) او بر آب قرار داشت تا (بخاطر اینکه) شما را بیازماید که کدام یک از حیث عمل بهترین هستید».

 ج: مقام خلیفه اللهی

«وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّى جَاعِلٌ فِى الاْرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِکُ الدِّمَآءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّى أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُون [بقره/30] و هنگامى که پروردگارت به ملائکه فرمود همانا من در زمین جانشینى قرار مى دهم (قرار دهنده ام) گفتند: آیا در زمینى که کسى که در آن فساد مى کند و خون مى ریزد قرار مى دهى؟ و حال آنکه ما تسبیح و حمد و تقدیس تو مى کنیم. فرمود همانا من چیزى را که شما نمى دانید مى دانم». 
و اینگونه می توان بین این سه دلیل را جمع بست:
فلسفه اصلی خلقت، طاعت و عبادت الهی است که امتحان جزئی برای سنجش و محک آن است که نتیجه ی این طاعت و آراستگی به صفات الهی، رسیدن به مقام خلیفه الهی ست. به این معنا که هر چه انسان بیشتر در پرتوی  اطاعت و آراسته شدن به صفات الهی  شود، به همان اندازه نیز به مقام خلیفه الهی دست می یابد.
نتیجه آنکه؛ نتیجه هر سه فلسفه ذکر شده، رسیدن به رحمت واسعه ی الهی است. به عبارت دیگر هر چه انسان در طریق بندگی پیش رود، به همان اندازه می تواند از رحمت بی نهایت الهی نیز استفاده برد. 
 «وَ أَنَّ إِلَى رَبِّکَ الْمُنتَهَى [نجم/42] و انتها (ى سیر عمل هر عاملى و حركت هر موجودى در جهان هستى) به سوى پروردگار توست.»
بنابراین آنچه مشخص شد؛ این است که فلسفه اصلی خلقت انسان، رسیدن به رحمت الهی و استفاده از نعمت های خداوندیاست.  آنچه خداوند در روز ازل برای انسان در نظر گرفته، وجود چنین نعمتی است و در هیچ جای قرآن و روایات مشاهده نمی شود که چیزی خلاف این موارد وارد شده باشد.

شیطان دشمنی آشکار

فلسفه اصلی خلقت، طاعت و عبادت الهی است که امتحان جزئی برای سنجش و محک آن است که نتیجه ی این طاعت و آراستگی به صفات الهی، رسیدن به مقام خلیفه الهی ست. به این معنا که هر چه انسان بیشتر در پرتوی  اطاعت و آراسته شدن به صفات الهی شود، به همان اندازه نیز به مقام خلیفه الهی دست می یابد.

 

اما از آنجا که شیطان این دشمن آشکار آدمی نیز بیکار ننشسته و قسم [1] بر گمراهی انسان خورده، چون عاقبت محض خویش را که همان جهنم است میداند، می خواهد با نا امید کردن آدمی که آن هم وسیله و ابزاری ست برای گمراهی انسان، سعی در همراه کردن انسان با خود تا جهنم را کند. 
که البته ممکن انسان بواسطه  اختیاری که خداوند متعال برای او منت قرار داده و بواسطه ی آن، او را از سایر موجودات متمایز ساخته، ممکن است هر راهی را انتخاب نماید. [2] که به فرض انتخابِ راهی که انتهایش جهنم است، خود انسان مورد ملامت خواهد بود نه عدل و عدالت الهی.
اما آنچه خداوند متعال در قرآن به بندگان وعده داده، بخشش و رحمتش است؛ حتی برای کسانی که بر خود ظلم کرده و اینک از کار خود پشیمان شده اند. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى  أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ [الزمر /53] بگو اى بندگانم كه بر نفس خود ستم و اسراف كردید از رحمت خدا نومید مشوید كه خدا تمامى گناهان را مى آمرزد، زیرا او آمرزنده رحیم است»
پس از بیان تمامی این ادله های عقلی و نقلی حال این تفکر که خداوند بنده عزیزش را خلق کرده تا او را به جهنم وارد سازد؛ تفکری بس بی انصافانه و خارج از عدل است، چرا که انتخاب راه و مسیر، به دست خود انسان است و خدای متعال چیزی جز خیر برای بندگان در نظر نگرفته است و این مطلب که خداوند حتی پس از گمراهی بنده و گرفتاریش در دام شیطان باز هم از او روی برنمی گرداند و باب توبه را همواره برای بازگشت او به اغوش پر مهر رحمتش  باز نگه داشته و همچنین او را دعوت به بازگشت می کند؛ دلیلی بر این مدعاست.
پس خدا من را خلق نکرد تا گناه کنم و حتی اگر گناهی مرتکب شوم راههای بازگشتش را بروی من نبسته است و این من هستم که از میان رحمت و غضب خداوندی و از میان بهشت و جهنمش یکی را انتخاب می کنم، این همان قدرت اختیار است که خداوند متعال برای انسان در نظر گرفته و تنها او را ملبس به این صفت کرده است. 
[1]. «قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ [ص/82] [شیطان] گفت پس به عزت تو سوگند كه همگى را جدا از راه به در مى برم»
[2]. «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً [انسان/3] ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاكر باشد (و پذیرا گردد) یا كفران كند»

چرا خلق شدم که حالا جهنمی شوم؟
 

پسندیدم
 
ارسال براي دوستان
چاپ
تعداد بازديد : 880

خدایی که انسان را خلق کرد همواره از رحمت و مهربانیش سخن گفته است همگان از عدالت او و مهر و محبتش کلامی گفته اند؛ حال این خدای مهربان برای چه جهنمی را خلق کرده تا بندگان خطا کارش را به آن بیندازد و چرا باید من بنده از خدای همیشه مهربانم بترسم که قرار است بنا به خطایی من را در آتش جهنم بیافکند؟

هدایت الله قدمی/کارشناس حوزه - بخش قرآن تبیان
چرا خلق شدم

اگر خدا عادل است و مهربان، چرا بنده را خلق کرد تا خطا کند و جهنمی آفرید تا خطاکارانش را به آن بیاندازد؛ این چه عدل و مهربانی است؟
برای پاسخ به این سوال لازم است ابتدا به بیان فلسفه خلقت آدمی بپردازیم:
همانطور که میدانیم خداوند متعال حکیم و عادل است. به این معنا که کاری که خلاف عقل بوده و دارای ذره ای ظلم در حق مخلوقات باشد از او صادر نمی شود. بنابراین در هر فعلی از خداوند یقیناً فلسفه و علتی نهفته است. « إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُوْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِیما" [نساء/40] در حقیقت، خدا به مقدار ذرّه اى ستم نمى کند (تمام رفتارهایش بر اساس عدل است) و اگر [آن ذرّه، کارِ] نیکى باشد دو چندانش مى کند، و از نزد خویش پاداشى بزرگ مى بخشد.»

فلسفه خلقت

با توجه به آیات شریفه قرآن، می توان فلسفه خلقت را در چند مورد بیان کرد:

الف: طاعت و عبادت

این تفکر که خداوند بنده عزیزش را خلق کرده تا او را به جهنم وارد سازد؛ تفکری بس بی انصافانه و خارج از عدل است، چرا که انتخاب راه و مسیر، به دست خود انسان است و خدای متعال چیزی جز خیر برای بندگان در نظر نگرفته است و این مطلب که خداوند حتی پس از گمراهی بنده و گرفتاریش در دام شیطان باز هم از او روی برنمی گرداند و باب توبه را همواره برای بازگشت او به اغوش پر مهر رحمتش باز نگه داشته و همچنین او را دعوت به بازگشت می کند؛ دلیلی بر این مدعاست.

«وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاْنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون; [ذاریات/56] جن و آدمى را نیافریدیم مگر براى عبادت و پرستش کردن».

 ب: امتحان

«وَ هُوَ الَّذِى خَلَقَ السَّمَ  وَ تِ وَ الاْرْضَ فِى سِتَّةِ أَیَّام وَ کَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَآءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً [هود/7] و او کسى است که آسمان ها و زمین را در شش روز (شش دوره) آفرید و عرش (و حکومت) او بر آب قرار داشت تا (بخاطر اینکه) شما را بیازماید که کدام یک از حیث عمل بهترین هستید».

 ج: مقام خلیفه اللهی

«وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّى جَاعِلٌ فِى الاْرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِکُ الدِّمَآءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّى أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُون [بقره/30] و هنگامى که پروردگارت به ملائکه فرمود همانا من در زمین جانشینى قرار مى دهم (قرار دهنده ام) گفتند: آیا در زمینى که کسى که در آن فساد مى کند و خون مى ریزد قرار مى دهى؟ و حال آنکه ما تسبیح و حمد و تقدیس تو مى کنیم. فرمود همانا من چیزى را که شما نمى دانید مى دانم». 
و اینگونه می توان بین این سه دلیل را جمع بست:
فلسفه اصلی خلقت، طاعت و عبادت الهی است که امتحان جزئی برای سنجش و محک آن است که نتیجه ی این طاعت و آراستگی به صفات الهی، رسیدن به مقام خلیفه الهی ست. به این معنا که هر چه انسان بیشتر در پرتوی  اطاعت و آراسته شدن به صفات الهی  شود، به همان اندازه نیز به مقام خلیفه الهی دست می یابد.
نتیجه آنکه؛ نتیجه هر سه فلسفه ذکر شده، رسیدن به رحمت واسعه ی الهی است. به عبارت دیگر هر چه انسان در طریق بندگی پیش رود، به همان اندازه می تواند از رحمت بی نهایت الهی نیز استفاده برد. 
 «وَ أَنَّ إِلَى رَبِّکَ الْمُنتَهَى [نجم/42] و انتها (ى سیر عمل هر عاملى و حركت هر موجودى در جهان هستى) به سوى پروردگار توست.»
بنابراین آنچه مشخص شد؛ این است که فلسفه اصلی خلقت انسان، رسیدن به رحمت الهی و استفاده از نعمت های خداوندیاست.  آنچه خداوند در روز ازل برای انسان در نظر گرفته، وجود چنین نعمتی است و در هیچ جای قرآن و روایات مشاهده نمی شود که چیزی خلاف این موارد وارد شده باشد.

شیطان دشمنی آشکار

فلسفه اصلی خلقت، طاعت و عبادت الهی است که امتحان جزئی برای سنجش و محک آن است که نتیجه ی این طاعت و آراستگی به صفات الهی، رسیدن به مقام خلیفه الهی ست. به این معنا که هر چه انسان بیشتر در پرتوی  اطاعت و آراسته شدن به صفات الهی شود، به همان اندازه نیز به مقام خلیفه الهی دست می یابد.

 

اما از آنجا که شیطان این دشمن آشکار آدمی نیز بیکار ننشسته و قسم [1] بر گمراهی انسان خورده، چون عاقبت محض خویش را که همان جهنم است میداند، می خواهد با نا امید کردن آدمی که آن هم وسیله و ابزاری ست برای گمراهی انسان، سعی در همراه کردن انسان با خود تا جهنم را کند. 
که البته ممکن انسان بواسطه  اختیاری که خداوند متعال برای او منت قرار داده و بواسطه ی آن، او را از سایر موجودات متمایز ساخته، ممکن است هر راهی را انتخاب نماید. [2] که به فرض انتخابِ راهی که انتهایش جهنم است، خود انسان مورد ملامت خواهد بود نه عدل و عدالت الهی.
اما آنچه خداوند متعال در قرآن به بندگان وعده داده، بخشش و رحمتش است؛ حتی برای کسانی که بر خود ظلم کرده و اینک از کار خود پشیمان شده اند. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى  أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ [الزمر /53] بگو اى بندگانم كه بر نفس خود ستم و اسراف كردید از رحمت خدا نومید مشوید كه خدا تمامى گناهان را مى آمرزد، زیرا او آمرزنده رحیم است»
پس از بیان تمامی این ادله های عقلی و نقلی حال این تفکر که خداوند بنده عزیزش را خلق کرده تا او را به جهنم وارد سازد؛ تفکری بس بی انصافانه و خارج از عدل است، چرا که انتخاب راه و مسیر، به دست خود انسان است و خدای متعال چیزی جز خیر برای بندگان در نظر نگرفته است و این مطلب که خداوند حتی پس از گمراهی بنده و گرفتاریش در دام شیطان باز هم از او روی برنمی گرداند و باب توبه را همواره برای بازگشت او به اغوش پر مهر رحمتش  باز نگه داشته و همچنین او را دعوت به بازگشت می کند؛ دلیلی بر این مدعاست.
پس خدا من را خلق نکرد تا گناه کنم و حتی اگر گناهی مرتکب شوم راههای بازگشتش را بروی من نبسته است و این من هستم که از میان رحمت و غضب خداوندی و از میان بهشت و جهنمش یکی را انتخاب می کنم، این همان قدرت اختیار است که خداوند متعال برای انسان در نظر گرفته و تنها او را ملبس به این صفت کرده است. 
[1]. «قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ [ص/82] [شیطان] گفت پس به عزت تو سوگند كه همگى را جدا از راه به در مى برم»
[2]. «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً [انسان/3] ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاكر باشد (و پذیرا گردد) یا كفران كند»

منبع:

www.tebyan.net

www.j-m-z.ir

جنبش منتظران ظهور

برچسب ها چرا , خلق , شدم , که , حالا , جهنمی , شوم؟ ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
سایت جنبش منتظران ظهور جهت عضویت در "جنبش منتظران ظهور" عدد "313" را به سامانه پیام کوتاه 660008178 ارسال فرمائید. آدرس وبسایت جنبش : درصورت بروز هرگونه مشکل با مسئول روابط عمومی جنبش آقای هژیری تماس حاصل فرمائید . 09380694275
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • پیوندهای روزانه
    صلوات شمار


    آمار سایت
  • کل مطالب : 648
  • زمان غیبت

    از زمان غیبت امام زمان(عج) تاکنون 1141سال شمسی2 ماه 12 روز 18 ساعت 56 دقیقه 13 ثانیه گذشته است
    و زمان 36010810573.958 همچنان در گذر است
    آیا هنوز زمان آن نرسیده که خودمان را برای ظهور او آماده کنیم؟
    اوقات شرعی