close
تبلیغات در اینترنت
پاسخ به شبهات|اثبات وجود امام زمان (عج)-15
loading...

جنبش منتظران ظهور

لیتک کانال جنبش منتظران ظهور در تلگرام

با عرض سلام

قابل توجه کاربران محترم

لینک کانال "جنبش منتظران ظهور" در تلگرام به آدرس زیر می باشد .

https://telegram.me/zohoor313_ir


 

چگونه اصل امامت و مساله امام زمان و غيبت را براي پيروان اهل سنت كه جز قرآن و احاديث اهل سنت چيزي را قبول ندارند اثبات كنيم؟

عقيده به مهدويت و باور به ظهور و قيام مهدى موعود - به عنوان نجات دهنده عالم بشريت و اصلاح‏گر موعود - باور و اعتقادى است كه بر اساس كتاب و سنّت، پديد آمده و بيشتر مسلمانان به آن اذعان دارند. اين باورداشت - به عنوان انديشه اصيل اسلامى، بر پايه استوارترين دلايل عقلى و نقلى بنا نهاده شده و هيچ يك از مسلمانان - به جز عده‏اى اندك، به انكار و يا ترديد آن نپرداخته است.

«اهل سنت و شيعه، در طى اعصار و مرور قرن‏ها، بر اين اتفاق داشته و دارند كه در آخرالزمان، يك نفر از اولاد رسول«ص» و فرزندان على و فاطمه«ع» - كه صفات و علاماتش در احاديث مذكور است - در هنگامى كه دنيا پر از ظلم و جور شده باشد، ظهور نمايد و جهان را پر از عدل و داد كند. همه او را هم نام و هم كنيه پيغمبر«ص» و ملقّب به مهدى معرفى كرده‏اند و همه اتفاق دارند بر اينكه تا او ظهور نكند، سير اين عالم و اين جامعه بشرى به پايان نخواهد رسيد و تا اين دادگستر بزرگ و رهبر حكومت عدل جهانى قيام نكرده است، بشر بايد منتظر ظهور او باشد و بداند كه جهان، محكوم ظلم ستمگران و فسادگران نيست و سرانجام همه تباهى‏ها و نگرانى‏ها به راحتى و امنيّت و آسايش مبدّل مى‏شود و مستكبران و مفسدان، ريشه كن مى‏گردند» V}لطف اللَّه صافى گلپايگانى، امامت و مهدويت، ج 2، ص 163.{V.

از مصادر معتبر تاريخ و حديث استفاده مى‏شود كه در تمامى عصرها و دوران‏ها، اين يك عقيده عمومى امّت اسلام بوده است و همه بر آن اتفاق داشته‏اند، لذا مدعيان دروغين مهدويت را - به جهت اينكه واجد صفات و نشانى‏هاى مهدى موعود نيستند - رد مى‏كردند و هرگز در مقام رد آنها، صحّت اصل و اساس اين عقيده را منكر نمى‏شدند. خلاصه اتفاق مسلمين بر اصل ظهور مهدى(عج) و بعضى از ويژگى‏ها و خصوصيات او، هميشه مورد قبول بوده و علماى بزرگ اهل سنت، به آن تصريح و تأكيد كرده‏اند.

با نگاهي کلي به احاديث مي بينيم بيش از پنجاه نفر از صحابه روايات مربوط به امام مهدي را از رسول گرامي نقل کرده اند. برخي از محققان 1941روايت را بدون تکرار از پيشوايان معصوم جمع آوري کرده اند که 560 حديث از پيامبر (ص)نقل شده است .

کتابهاي زيادي قبل و بعد از ولادت امام مهدي در مورد ايشان نوشته شده است. گروهي از عالمان شيعي وسني بنا بر کثرت اين روايات ،قايل به تواتر آنها در موردي آمدن امام مهدي شده اند.

به هر حال كسانى كه در تاريخ، مطالعه و پژوهش دارند، مى‏دانند كه ظهور مصلح منتظر و مهدى آل محمد«ع»، مورد اتفاق و مسلّم نزد تمام مسلمين بوده است ؛ چنان كه چهار نفر از بزرگان علماى مذاهب چهارگانه اهل سنّت - ابن حجرشافعى مؤلّف القول المختصر، ابوالسرور احمدبن ضياءالحنفى، محمدبن احمد مالكى و يحيى بن محمدحنبلى - در جواب استفتايى، به صحّت اصل ظهور مهدى در آخرالزمان و اينكه عالم را پر از عدل و داد كند. و عيسى به آن حضرت اقتدا نمايد و اوصاف ديگر آن حضرت، رسماً فتواى مستدل و قاطع داده‏اند V}ر.ك : البرهان فى علامات مهدى آخرالزمان، باب 13 ؛ به نقل از : امامت و مهدويت، ج 3، ص 281.{V.

اين اتفاق نظر به حدّى است كه تندروترين گروه‏هاى اهل سنت (وهابيان) نيز اين موضوع را پذيرفته و از آن به طور جدّى دفاع مى‏كنند و از عقايد مسلّم اسلامى مى‏دانند. حتّى احمد امين ازهرى مصرى - به رغم پاره‏اى سخنان غير منصفانه درباره مهدويت - اعتراف مى‏كند :

«اما در مورد اهل سنت بايد گفت : ايشان نيز بدين عقيده (انديشه ظهور مهدى) گرويده و به آن ايمان دارند». آن‏گاه خاطرنشان ساخته كه ابن‏حجر عسقلانى، احاديث واردشده درباره امام مهدى(عج) را بر شمرده و آنها را در حدود پنجاه حديث يافته است. همچنين مى‏گويد : «امام شوكانى، به منظور اثبات درستى اين عقيده، كتابى نوشته و آن را «التوضيح فى تواتر ماجاء فى المنتظر والدجال والمسيح» ناميده است V}المهدى و المهدويت، ص 41 و 48 و 110 ؛ به نقل از : در انتظار ققنوس، ص 46 و 47.{V

ابن خلدون نيز - به رغم انكار احاديث مربوط به مهدويت - اذعان مى‏كند :

H}«اعلم انّ فى المشهور بين الكافه من اهل الاسلام على ممرّ الاعصار انّه لابدّ فى آخرالزمان من ظهور رجل من اهل البيت يؤيّد الدين و يظهر العدل...»{H؛ «مشهور بين همه مسلمانان - در همه عصرها - اين است كه به يقين در آخرالزمان، فردى از خاندان نبوت ظهور مى‏كند ؛ كه دين را مدد مى‏رساند و عدل را مى‏گستراند. مسلمانان از او پيروى مى‏كنند و به همه كشورهاى اسلامى حاكم مى‏شود. او مهدى نام دارد و از شرايط ظهور او قيام دجّال است كه در روايات صحيحه مطرح شده است و عيسى نيز پس از او نازل مى‏شود و دجّال را مى‏كشد و يا در كشتن او، مساعدت مى‏كند و در نماز به مهدى اقتدا خواهد كرد». V}مقدمه العبر، ص 367.{V

 

پس مشکلي در اثبات مهدويت براي اهل سنت وجود ندارد ومي توان از طريق ادله قرآني ،روايي وعقلي آنرا توضيح داد واثبات نمود. در اينجا به بعضي از اين ادله مي پردازيم :

 

 

الف) قرآن کريم

بدون شک، از نظر جامعه اسلامي کليه مفاهيم و اعتقادات اصيل اسلامي ريشه در کلام الهي دارد و اساس عقيده به ظهور امام زمان (عج) در کتاب خدا وجود دارد و اين کتاب بزرگ آسماني فرا رسيدن آن روز مبارک و فرخنده را به تمام پيروان بشارت داده است.

آيات متعددي در شان امام مهدي (عج) هست که امامان معصوم (ع) تفسير، تاويل و تطبيق اين آيات را بر وجود مقدس امام زمان (عج) و حکومت جهاني ان عدالت گستر بيان نموده اند که در ذيل براي نمونه به پاره اي از اين آيات اشاره مي شود:

1 ـ «لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون» (سوره انبياء آيه 105) ، ما در زبور داوود پس از تورات نوشته ايم که سرانجام بندگان شايسته ما وارث زمين مي شوند».

امام باقر (ع) در مورد «عِباديَ الصالحون»، فرموده اند: قائم و اصحاب وي مي باشند.(منتخب الاثر، ص 159)

2 ـ «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ »(سوره نور ،آيه 55) ؛خداوند به كسانى از شما كه ايمان آوردند و اعمال شايسته انجام دادند وعده فرمود كه آنان را قطعاً در زمين خليفه خواهد كرد ، همان گونه كه کساني را که پيش از آنان بودند به خلافت گمارد و قطعاً دينشان را براي آنها مستقر خواهد نمود، ديني که براي آنها پذيرفت و قطعاً آنان را پس از خوفشان به حالت امنيت دگرگون مي کند، تا مرا عبادت کنند و چيزي را شريک من ننمايند و هر که بعد از آن کفر ورزد، پس قطعاً آنان فاسق اند.

امام صادق (ع) فرموده است که اين آيه درباره حضرت قائم و اصحاب وي به شمار مي رود. (منتخب الاثر، ص 161)

3 ـ «و نريد ان نمن علي الذّين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين» (سوره قصص، آيه 5) ، ما مي خواهيم تا به مستضعفان زمين نيکي کنيم يعني آنان را پيشوايان و ميراث بران زمين سازيم.

امام باقر (ع) و امام هادي (ع) فرموده اند : اين آيه مخصوص امام زمان (عج) است که در آخرالزمان ظهور مي کند... و زمين را پر از عدل و داد مي کند، هم چنان که پر از ظلم و ستم شده است.(المحجه ص 168)

ب) روايات

وجود حضرت مهدي (عج) از طريق روايات نيز به اثبات رسيده است که ذکر همه آنها، ممکن و لازم نيست. لذا به چند روايت اشاره مي کنيم:

ـ احاديثي که شيعه و سني به آن معتقدند:

1 ـ حديث ثقلين:

پيامبر اکرم (ص) فرموده اند: «همانا من دو شي ء گران بها را در ميان شما مي گذارم؛ کتاب خدا، ريسمان کشيده از آسمان تا زمين و اهل بيتم و همانا اين دو از يکديگر جدا نمي شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند» (سنن ترمذي، ج 5 ص 329؛ کافي ، ج 1 ص 294)

طبق اين حديث هميشه همتاي کتاب الهي (اهل بيت)، در روي زمين وجود دارد که همان امام زمان هر عصر است.

2 ـ حديث وجوب اعتقاد به امام:

بر اساس روايات شيعه و سني، پيامبر اکرم (ص) فرمود: «هر کس بميرد در حالي که معتقد به امام زمان نباشد به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.» (کافي، ج 1 ، ص 371 ؛ مسند احمد، ج 4 ، ص 96)

با کمترين تامل در اين روايت و نظاير آن به مصداق واقعي امام پي خواهيم برد که از ان در روايت به «امام» تعبير شده است و اگر کسي بدون اعتقاد به او بميرد، به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.

3.احاديث رسل خدا درباره مهدويت

از رسول خدا«ص» نقل شده است : H}«انّ خلفائى و اوصيائى و حجج اللَّه على الخلق بعدى اثناعشر اوّلهم اخى و آخرهم ولدى ؛ قيل يا رسول اللَّه! و من اخوك؟ قال : علىّ بن‏ابى طالب، قيل، فمن ولدك؟ قال : المهدى(عج) ؛ يملأ الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً و الّذى بعثنى بالحقّ بشيراً و نذيراً لو لم يبق من الدّنيا الاّ يوم واحد لطوّل اللَّه ذلك اليوم حتّى يخرج به ولدى المهدىّ فينزل روح اللَّه عيسى بن مريم فيصلّى خلقه»{H؛ V}كمال الدين، ج 1، ص 280، ج 27 ؛ بحارالانوار، ج، 47، ص 71.{V ؛ «خلفا و جانشينان من و حجّت‏هاى خدا بر خلق پس از من دوازده نفرند : اوّل آنان برادرم و آخرشان فرزندم ؛ گفته شد : اى رسول خدا! برادرت كيست؟ فرمود : على بن ابى‏طالب. سؤال شد : فرزندت كيست؟ فرمود : مهدى، كه زمين را از قسط و عدل آكنده مى‏سازد ؛ همان‏سان كه از ظلم و جور پر شده است. قسم به آنكه مرا به حق، به عنوان بشارت دهنده و ترساننده برانگيخت! اگر از عمر دنيا يك روز باقى نمانده باشد، خداوند آن روز چنان طولانى سازد تا فرزندم مهدى خروج كند. (پس از خروج او) عيسى پسر مريم پشت سرش به نماز مى‏ايستد».

 

همچنين از رسول خدا«ص» نقل شده است : H}«ليبعَثَنَّ اللّه من عترتى رجلاً افرق الثنايا اَجلى الجبهة يملكُ الارض عدلاً و يفيضُ المال فيضاً»{H؛ V}ينابيع المودّة، ص 423 ؛ اسعاف الراغبين، باب 3، ص 135 .{V ؛ «همانا خداوند از عترتم، مردى را برمى‏انگيزاند كه دندان‏هايش برّاق و گشاده‏اند و پيشانى‏اش بلند و تابنده است. زمين را آكنده از عدل مى‏كند و مال را به نحوى خاص زياد مى‏گرداند».

 

ج.ادله عقلي اثبات مهدويت:

1 ـ برهان لطف

يكي از براهين عقلي كه متكمان زياد به آن استدلال مي كنند «قاعده لطف است» ؛ علامه حلي براي اثبات امامت به اين قاعده تمسك جسته ، مي گويد: «امامت ، رياست عامه الهي در امور دين و دنياست، براي شخصي از اشخاص به عنوان نيابت از پيامبر (ص) و اين واجب عقلي است؛‌زيرا امامت لطف است. پس ما علم قطعي داريم كه اگر براي مردم شخصي باشد كه رياست آنها را برعهده گيرد و آنها را راهنمايي كند و ديگران از او اطاعت كنند و او حق مظلوم را از ظالم بستاند و ظالم را از ظلم منع كند، مردم به صلاح نزديك تر و از فساد دورتر مي شوند»(شرح باب حادي حشر، ص 83) .

متكلمان لطف را بر خداوند، واجب مي دانند ؛زيرا او بندگان خود را عبث و بيهوده نيافريده و راه رسيدن به هدف را بر ايشان هموار مي سازد. اين قاعده ايجاب مي كند كه در ميان جامعه امامي باشد تا محور حق بوده و جامعه را از خطاي مطلق بازدارد و آنان را به سعادت حقيقي هدايت كند. امتثال از دستورات و اطاعت انسان ها از تكاليفي كه خداوند بر بندگان واجب داشته ، بدون انجام دادن اموري از جانب خداوند (مثل نصب امام معصوم، وعده و وعيد و ...) محقق نمي شود و خداي حكيم حتماً اين امور را انجام مي دهد تا نقض غرض در تكليف لازم نيايد و اين به دست امام صورت مي گيرد.

شيخ شهاب الدين سهروردي در اثبات وجود حضرت ولي عصر(ع) از طريق قاعده لطف مي گويد: در جهان هيچ گاه از حكمت و از وجود كسي كه قائم به حكمت باشد و نشانه هاي خداوند نيز در او باشد، خالي نبوده است. اين چنين كسي خليفه خداست در زمين و تا زمين و آسمان برپاست چنين خواهد بود ... پس در هر زمان اگر چنين شخص باشد كه خدايي و نمونه كامل علم و عمل است، رياست جامعه با اوست و او خليفه خداوند در روي زمين است و زمين هيچ گاه از چنين انساني خالي نخواهد بود... اينكه مي گوييم رياست با اوست ،مقصود الزام حكومت ظاهري او نيست؛ بلكه گاه امام خدايي ، حكومت تشكيل مي دهد و آشكار است و مبسوط اليد وگاه در نهايت پنهاني (غيبت) به سر مي برد. اين امام همان كسي است که مردم او را قطب زمان «ولي عصر» مي نامند. رياست جامعه با اين انسان است؛ اگر چه نشاني از او در دست نباشد. البته اگر اين رئيس ظاهر باشد و در راس حكومت قرار گيرد، زمان نوراني خواهد شد.(مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج 2 ،ص 21و22)

به اين ترتيب وجود امام زمان گرچه از ديدگان مردم غايب است ، داراي الطافي است، از جمله : حراست از دين خدا ، تربيت نفوس مستعد انساني، حفظ و بقاي مذهب، وجود الگو در جهت پيشرفت بشر و ...

البته محروميت از فيض ظهور پيشواي الهي، به جهت موانعي است كه خود انسان ها ايجاد كرده اند، چنان كه شيخ طوسي مي گويد: اصل وجود امام ، لطف است و تصرف آن حضرت لطف ديگر و اين ما هستيم كه موجب غيبت آن حضرت شده ايم (عدمه منّا). (كشف المراد ، ص 363)

 

2 ـ برهان فطرت

انسان داراي تمايلات غريزي و فطري گوناگون است (شخصي و اجتماعي و عالي) . تمايلات عالي از قبيل حقيقت جويي، خير طلبي ، حس ديني و پرستش ، يافتن كامل مطلق و ... حال براي رسيدن به كمال مطلق و معبود حقيقي احتياج به واسطه اي است كه خود سفر كمال را طي كرده و بتواند انسان را دستگيري كند تا او را از راه هاي گوناگون (وضع قوانين تشريعي و تبيين آنها ، دستگيري انسان هاي مستعد كمال و ...) به كمال مطلوب برساند.

اين امر از دو راه قابل اثبات است:

1 ـ وجود اين ميل و اميد واسطه در انسان بديهي است.

2 ـ وجود انسان كامل كه ناطق و هادي به كتاب و سنت ( به نقل آيات قران و روايات) ضروري است. ( سوره احقاف آيه 12 ، سوره اعلي آيه 19 ، سوره بقره آيه 124 ).

حال اگر ميل و كشش فطري به چيزي در انسان وجود دارد ، پس بايد آن چيز در خارج موجود باشد وگرنه وجود آن در انسان لغو خواهد بود. به عبارت ديگر اين عطش نسبت به انسان كامل معصوم، دليل وجود خارجي او است و بي جهت و خود به خود به وجود نيامده است.

حال اگر اين تمايل واقعيت نداشته باشد، ساير تمايلات نيز واقعيت ندارد و اگر ساير تمايلات واقعيت دارد ، اين نيز واقعي است.

اين مطلب را به طريق ديگري مي توان با توجه به برهان «هدفمندي» توضيح داد.

برهان هدفمندي

انسان، مركب از جسم و روح است و روح او نيز مانند جسمش در تكامل است . لازمه نيل به تكامل ، وجود يك راهنماست كه او را كمك نمايد. اگرچه عقل ، وظيفه راهنمايي را بر عهده دارد ، اما به خاطر محصور بودن آن به عالم جسمانيات و نيز به خاطر ـ وجود دشمن هايي چون هوا و هوس و تمايلات حيواني ـ بايد راهنمايي ديگري هم باشد تا به كمك عقل بشتابد . اين راهنما در عصر رسالت وجود پيامبر اكرم (ص) بود. به يقين پس از ايشان نيز راهنماياني وجود خواهند داشت، چرا كه نسل انسان ها تداوم يافته است و اگر راه برنامه و راهنمايي الهي موجود نباشد، خلقت انسان ها ، لغو و بي غايت خواهد بود. علاوه بر اين خطر تحريف دين و وجود گروه ها ي معاند نيز، اين ضرورت را تاكيد مي كند.

 

 

3 ـ واسطه فيض :

بايد در ميان بشر همواره فرد كاملي موجود باشد كه تمام كمالات انساني ممكن، در او به فعليت رسيده و در ضمن با عالم ربوبي ارتباط داشته باشد(تا ارتباط بين عالم غيب و نوع انسان محفوظ بماند) كه اگر چنين برگزيده اي در ميان بشر نباشد؛ حركت تكاملي افراد بي غايت و بدون هدف خواهد بود.

بر اساس آيات قرآني (آيات 30 و 213 سوره بقره)، پروردگار در نظام خلقت و نيز قانون گذاري و ديانت، ائمه و حجت هاي خودش را خليفه روي زمين قرار داده و آنان را مجراي بهره وري ها و فيض عام و خاص براي مردم ساخته و تمام اسماي الهي را به ايشان آموخته است «وً عًلًّمً آدًمً الأًسْماءً كُلًّها» تا اينكه به اذن او ، همچون خودش در همه چيز تصرف و دخالت كنند و جانشيني او و عهده دار امور زمين و مردم باشند و چنين است كه اگر حجت و خليفه خدا در زمين نباشد ، خاك هستي مردم را در خود خواهد كشيد. بايد دانست كه خداوند متعال، با اسما و صفات عاليه اش، همه چيز و همه پديده ها را آفريده و خود عهده دار تمام امور آنها است. هستي همه آنها، وابسته به او است و هرگونه اراده كند، در انها دخل و تصرف مي كند... اما بناي ذات مقدسش بر اين است كه امور خلقت مادي را، فقط از طريق اسباب مادي ـ و بدون دخالت مستقيم و يا بي واسطه ـ اداره كند و از جمله اسباب براي اصلاح امور ظاهري و باطني مردم،‌پيامبران و جانشينان آنان ـ به خصوص امامان معصوم ـ هستند. امام صادق (ع) مي فرمايد:«خداوند ناپسند و ناخوش مي دارد كه امور عالم را جز با اسباب و وسايط اداره كند ؛ از اين رو براي هر چيزي سببي قرار داده است و براي هر سبب گسترده و ميدان قدرت نفوذي قرار داده و براي هر نشانه اي، پشتگاه و راه ورودي گويا ـ و خواننده به حق ـ مقرر فرموده است. هر كه او را بشناسد ـ و به رسميت بپذيرد ـ خدا را شناخته و هركه او را انكار كند، خدا را انكار كرده است. آن بارگاه و راه ورود، رسول الله و ما هستيم».

پس اگر امامان معصوم ـ و در عصر حاضر امام زمان (عج) ـ عناصري خاكي نبودند و امور عالم خلقت ـ ازجمله زمين و ساكنان آن ـ را بر عهده نمي گرفتند؛ امور زمين و مردمش از هم مي پاشيد. بنابراين بايد واسطه بين آفريننده و پديده هاي مادي، كسي باشد كه داراي خلقت مادي و جسماني و علاوه بر آن داراي درجه اي از شرافت معنوي باشد كه شايستگي ارتباط بين آفريننده و آفريدگان را احراز كند و چنين افرادي جز خلفاي ذات مقدس پروردگار (پيامبران و جانشينان آنان) كسي نمي تواند باشد.

4 ـ اتمام حجت:

اگر رهبري معصوم در هر دوراني و در ميان هر نسل از نسل هاي بشر نباشد؛ چه بسا مردم گمراه، گمراهي و فساد خود را معلول نبودن اين رهبر بدانند. از اين رو براي هميشه، خداوند بايد امام يا اماماني معصوم در جامعه معين كرده باشد تا حجت را بر مردم تمام كنند و بهانه اي براي منحرفان باقي نمايند « فًلِلّهِ الْْحٌجًّه الْبالِغًه» . در روايتي از امام باقر (عليه السلام) آمده است:«اٍنّ الحجّه لا تقومٌ لله عزّ و جل علي خلقِه الا بالامام حتي يعرفونه»؛ «حجت خدا بر خلقش تمام نشود، مگر به وجود امامي زنده كه مردم او را بشناسند.»

5 ـ قانون هدايت عمومي:

اين قانون، اقتضا مي كند بعد از پيامبر، امام و رهبري معصوم باشد كه كارهاي پيامبر را ادامه دهد؛ با اين تفاوت كه ديگر به امام وحي نمي شود و در هستي يك سلسله قوانين غير قابل تغيير وجود دارد (مانند قانون هدايت عمومي) كه بر اساس آن، خداوند همه موجودات را به سمت كمال وجوديشان، راهنمايي و هدايت مي كند... در بين موجودات ، انسان علاوه بر هدايت تكويني، نيازمند هدايت تشريعي است و اين هدايت، به وسيله پيامبر اكرم ابلاغ شده است و از آنجا كه لازم است، هدايت مستمر باشد و نسبت به نسل هاي بعدي نيز ادامه يابد? بايد بعد از پيامبر اكرم، افرادي مسئوليت هدايت مردم و توضيح و تبيين شريعت و مسائل ديني را بر عهده بگيرند. چنين اشخاصي،‌جز امامان معصوم نخواهند بود و اگر آنان وجود نداشته باشند، به هدايت تشريعي، خلل وارد شده و اين باعث نقض در قانون هدايت عمومي است (در حالي كه قانون هدايت قابل نقض نيست). به اين جهت در هر عصر ، وجود امام زنده جهت هدايت مردم، ضروري ولازم است. حضرت علي (عليه السلام) در خطبه اي، به اين مهم چنين اشاره فرموده است:« پروردگارا! تو خود گواهي كه اهل زمين را از داشتن حجتي از ناحيه تو ـ كه آنان را به دين هدايت كند و علم الهي را به ايشان بياموزد و حجت تو از تماميت نيفتد و پيروان اوليايت بعد از اينكه به وسيله پيامبران، هدايتشان كردي، گمراه نشوند ـ گريزي نيست. اين حجت تو يا در ميان مردم، ظاهر و براي آنان آشناست ـ اما از او اطاعت نمي كنند ـ و يا از ديد مردم پنهان و منتظر زمان ظهور است. زماني كه مردم در صلح و آرامش هستند، اگر وجود حجت از نظر آنان غايب باشد، دانش و منش او به دل هاي مومنان مي رسد و ايشان به آن عمل مي كنند.»

براي مطالعه بيشتر ر.ک:

1. مهدويت(پيش از ظهور)، رحيم کارگر (نشر معارف)

2.ادله عقلي و نقلي امامت ومهدويت،رحيم لطيفي

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
سایت جنبش منتظران ظهور جهت عضویت در "جنبش منتظران ظهور" عدد "313" را به سامانه پیام کوتاه 660008178 ارسال فرمائید. آدرس وبسایت جنبش : درصورت بروز هرگونه مشکل با مسئول روابط عمومی جنبش آقای هژیری تماس حاصل فرمائید . 09380694275
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • پیوندهای روزانه
    صلوات شمار


    آمار سایت
  • کل مطالب : 648
  • زمان غیبت

    از زمان غیبت امام زمان(عج) تاکنون 1141سال شمسی2 ماه 12 روز 18 ساعت 56 دقیقه 13 ثانیه گذشته است
    و زمان 36010810573.958 همچنان در گذر است
    آیا هنوز زمان آن نرسیده که خودمان را برای ظهور او آماده کنیم؟
    اوقات شرعی